الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
502
دقائق العلاج ( فارسي )
از آنها برجا نمىماند ليكن پىها و اندامهاى عصبى و غضروفها بجا مىمانند و آب نمىشوند پس آشكار شد كه رگها جسمشان لطيفتر و سستتر از ساير اجزاء است و در علم تشريح نيز به اين مسئله تصريح كردهاند بنابراين بيرون رفتن خلطهاى لطيف از آن آسانتر از ساير اندامها است پس فرق بين تبهاى مداوم و نوبه در اين است كه سبب مداوم غليظتر است و ديرتر بتحليل مىرود و سبب نوبه لطيفتر است و زودتر بتحليل مىرود ، بنابراين همينكه طبيعت بر سبب تب مداوم چيره شد ، بيشتر آن را همراه با خميرهاش بتحليل مىبرد ، اما در تب نوبه قسمت لطيف آن را حل مىكند ولى خميره غليظ باقى مىماند تا اينكه آن هم حل شود و بيرون برود . باز مىگوئيم كه اندامهاى ديگر غير از رگها يا تو پر هستند يا تو خالى ، اگر توپر باشند و خلطى در آنها پيدا شود ورم مىكنند و گاه تب مداومى نيز پيدا مىشود ، مانند ذات الصدر ، ذات العرض ، ذات الجنب ذات الريه ، برسام و سرسام و غير آن ، اينها تبهاى مداومى هستند كه سبب آنها خارج از رگها است و اگر اين اندامها تو خالى و متخلخل باشند مانند معده ، رودهها ، زهره ، طحال ، كليه ، مثانه ، ريه ، مغز و امثال آن باز جرمشان سختتر از رگها است چه در هنگام پختن باقى مىمانند و از بين نمىروند و بعض آنها داراى عصب و از ديگر اندامها بالبداهة سختترند و پارهاى از آنها تا حدى سختند ولى سختتر از جرم رگها مىباشند ، بنا بر اين حل شدن خلطها در آنها و سپس بيرون رفتنشان نيز سختتر از رگها است ، پس چنان استدلالى درست نيست « 1 » و كسى كه انصاف داشته باشد مىداند كه رگها در همه بدن وجود دارند و اگر خلطى در آنها حل شود به زير
--> ( 1 ) منظور آن است كه آنطور كه پزشكان قديم گفتهاند كه " علت تبهاى مداوم در داخل و سبب تبهاى نوبه در خارج رگها است " صحيح نيست . مترجم